اصلاح دنيا

بر سر گور كشيشى در كليساى وست مينستر نوشته شده است:   «كودك كه بودم مى خواستم دنيا را تغيير دهم. بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلى بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگى تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم. اينك كه در آستانه مرگ هستم مى فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم،   شايد مى توانستم دنيا را هم تغيير دهم


اين نيز بگذرد

پادشاهى، حكيمان را فراخواند و گفت: مرا چيزى بياموزيد كه اگر بسيار غمگين باشم، در آن نگاه كنم و غم دل از بين برود و اگر بسيار شاد باشم، در آن نگاه كنم و فريفته روزگار نگردم. حكيمان مدتى مشورت كردند و سرانجام، نگينى بر انگشترى او ساختند كه روى آن نوشته بود: اين نيز بگذرد